چمدان :  این روزها بار دیگر تخت جمشید خبرساز شده است. هم زمان با انتشار عکس‌هایی که نشان از سربر آوردن ستون‌های سفیدی در محدوده تل آجری محوطه تخت جمشید داشت، علی هژبری باستان شناس در این باره نوشت: «تل آجری یکی از چندین محوطه و تپه باستانی اطراف تخت جمشید است. هیات باستان شناسی ایران و ایتالیا که از چند سال قبل به منظور شناسایی شهر پارسه، حفاری‌های باستان شناسی را در اطراف تخت جمشید آغاز کردند، از سه سال قبل حفاری در تل آجری را شروع کردند. این هیات در تازه‌ترین کشفیات خود موفق به شناسایی یک معماری منحصر به فرد از دوره هخامنشیان شد. بنایی که گفته می‌شود احتمالا دروازه‌ای از زمان کورش بوده و به دست هنرمندان بابلی ساخته شده است. کشف آجرهای لعابدار با نقش حیوانات افسانه‌ای از جمله مهمترین یافته‌های باستان شناسی در این بناست. مقایسه آنچه یافت شده با آجرهای لعابدار دروازه معبد ایشتار در بابل، شواهدی از نقش موشخوشو، نماد و سمبل خدای مردوک بدست آمد. نمادی که بعدها در هنر هخامنشی هرگز دیده نشد. این بنا تا دوران داریوش اول هم وجود داشته اما گویا پس از داریوش، شاهان هخامنشی به دلایل سیاسی این بنا را تعطیل و به مرور زمان تخریب کردند. با کمال تعجب و تاسف خود میراث فرهنگی چنین دخل و تصرفی هم در عرصه تل آجری و هم در حریم تخت جمشید را مرتکب شده است.

تخت جمشید از اولین پرونده‌هایی است که در فهرست جهانی ثبت شده و چندی پیش از ساخت سیلو در حریم درجه یک آن با حکم قوه قضاییه ممانعت به عمل آمد.



امروز ذکر این نکته لازم است که ضوابط عرصه و حریم را هیچ ارگانی نمی‌تواند تغییر دهد. چه رسد به اینکه خود سازمان متولی حفاظت عرصه و حریم یعنی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ضوابط خود را زیر پا گذارد.

از آنجا که ایران تجربه تلخ میدان نقش جهان و برج جهان نما را در پرونده محوطه‌های ثبت جهانی خود را دارد، واجب است به این نکته توجه کنیم که پیش از هرگونه اقدامی در چنین سطح (جهانی)، تصمیماتی در حد توان کارشناسی شهرستان گرفته نشود و جهانی بیندیشیم.»

علیرضا عسگری چاوردی باستان‌شناس مسئول در این پروژه نیز توضیحاتی را ارائه کرده که به شرح زیر است:

«"تل آجری پارسه؛ کاوش‌های باستان شناسی و چگونگی حفاظت و مرمت دروازه یادمانی پارسه"

تل آجری پارسه واقع در 4 کیلومتری تختگاه تخت جمشید بنایی از خشت و آجر است که ابعاد سازه‌ای آن 30 در 40 متر است. از ارتفاع این بنا در بسیاری از قسمت‌ها کمتر از یک متر باقی مانده است. در حقیقت، پس از 6 سال کار تحقیقاتی هیات ایرانی و ایتالیایی مشخص شد این سازه خشتی بزرگ می‌تواند دروازه‌ای شبیه به بنای دروازه ایشتار در بابل قدیم باشد. به مرور با روشن شدن اهمیت این بنا شورای فنی و شورای راهبردی تخت جمشید دغدغه حفاظت از بقایای این سازه خشتی و آجری و مصون ماندن آن از باران را داشت چرا که ضخامت دیواره‌های 10 تا 12 متری این بنا در بخش نما تا 2 متر از آجر و 5 تا 6 متر بخش  داخلی دیوارها  از خشت ساخته شده بود. با مشورت از متخصصین متعدد داخلی و استفاده از تجربه محوطه های باستانی مهمی نظیر سقف پلکان شرقی تخت جمشید با ارتفاع 10 متر که در دوره "زنده یاد دکتر باقر آیت الله زاده شیرازی به عنوان ممتازترین چهره ماندگار میراث فرهنگی کشور" در دهه 1370 نصب شده بود یا محوطه های مهم دیگری نظیر پوشش سقف سازه فلزی محوطه هگمتانه همدان، بندیان درگز در خراسان، محوطه باستانی شش هزار ساله زاغه در دشت قزوین که در دوره زنده یاد دکتر نگهبان معروف به پدر باستان شناسی ایران و هم محوطه باستانی قلی درویش در قم ایجاد شده بود در تمام موارد تجربه نشان داده بود که بهترین راه حفاظت از محوطه های باستانی پس از کاوش، ایجاد پوشش سازه های فلزی جهت جلوگیری از تخریب بنا در مقابل باد و باران است. این تجربه حتی برای بناهای سنگی نظیر تخت جمشید هم بکار گرفته شد و امروزه مقایسه پلکان شرقی و کاخ شورا تخت جمشید که زیر پوشش سقف محفوظ مانده در مقایسه با پلکان شمالی کاخ آپادانا که در معرض باد و باران بوده است نشان میدهد که استفاده از پوشش فلزی برای حفاظت تا چه حدود اهمیت دارد. در حقیقت این یک تجربه جهانی است و در ایتالیا به عنوان مهمترین کشور حفاظتگر و متولی مرمت و تدوین گر مبانی حفاظت و مرمت آثار تاریخی جهان هم در بیشتر محوطه باستانی از همین پوشش سقف فلزی برای حفاظت از بناهای باستانی پس از کاوش استفاده شده است. باستان شناسان پس از کاوش محوطه باستانی باید به فکر حفاظت پس از کاوش باشند به همین دلیل صدها محوطه باستانی پس از کاوش با همان خاک پر می شوند اما محوطه هایی که بیشتر قابلیت بازدید دارند و امکان حضور گردشگر در آن آثار وجود دارد باید به عنوان سایت موزه باز بمانند و امکان بازدید وجود داشته باشد. بدیهی است که پر کردن گمانه های کاوش پس از مطالعات باستان شناسی آسان ترین روش حفاظت است اما محروم کردن جامعه از مشاهده آثار تاریخی خود با پنهان کردن مجدد آثار در زیر خاک شاید الگویی مربوط به 50 سال پیش به قبل باشد که امروزه در جهان این شیوه حفاظت به عنوان ابتدایی ترین روش حفاظت آثار باستانی مطرح است. در تمام کشورهای توسعه یافته تلاش می کنند با ایجاد سایت موزه و انجام پوشش حفاظتی سازه های فلزی روی اثر تاریخی مکشوفه از دل محوطه باستانی آن را به نمایش بگذارند و بهره بردار اثر تاریخی سرزمین خود باشند. درست، همین روشی که در جهان مرسوم است در حفاظت بنای خشتی و آجری مکشوفه در تل آجری پارسه بکار گرفته شده است. با این تجربه و این دیدگاه، سازه پوششی تل آجری پارسه اکنون در حال انجام است و پس از ایجاد سازه مجدد عملیات حفاظت و مرمت سازه های معماری خشتی و آجری این محوطه انجام خواهد شد. به واقع حفاری های علمی باستان شناسی که خود نوعی از عمل جراحی زمین محسوب می شود مستلزم شکافتن تپه باستانی است که بدون تردید این عمل در جهت بهبود وضع بیمار انجام می شود اما عکسبرداری از بدن شکافته شده در اتاق عمل و ارایه تصویر آن به عموم جامعه به عنوان به عکس جلوه دادن کار جراح و اینکه جراح بدن یک انسان را شکافته است بیشتر درگیر کردن افکار عمومی جامعه با بدن شکافته شده است نه بهبود بیمار پس از عمل. در خصوص کاوش تل آجری هم باید به نتایج پس از عمل اندیشید و اینکه اثر باستانی دروازه تل آجری می تواند با پوشش حفاظتی سقف برای سالیان متمادی از گزند باد و باران مصون بماند. باید توجه داشت از آن دروازه باشکوه و بزرگ دوره هخامنشی امروز کمتر از یک متر و تنها در برخی موارد تا 2 متر باقی مانده است که این حداقل هم اگر به سرعت زیر پوشش سقف قرار نگیرد از بین خواهد رفت.



به همه دلائل فوق، و پس از ارایه طرح به پژوهشگاه میراث فرهنگی مجوز ایجاد فونداسیون به روش کاوش برای پی کنی پایه های سقف پیرامون بنای دروازه صادر شد. در حقیقت بررسی های متعدد مغناطیس سنجی و پس از 6 سال کاوش بنای تل آجری در محدوده بنا نقشه راه برای گروه کاوش کاملا روشن بود که ایجاد پایه های سقف در دور تا دور بنا در فاصله 3 تا 5 متری از سازه اصلی باید انجام گیرد زیرا در بخش های پیرامونی اثر تاریخی وجود نداشت. یعنی ابعاد بنای تحت پوشش 30 در 40 متر  و ابعاد پلان پایه های فونداسیون حفاظتی دور تا دور محوطه 50 در 60 متر پیشنهاد شد تا هر نوع سازه الحاقی احتمالی هم تحت پوشش سقف قرار گیرد. کاوش در آوارهای پیرامون بنا طی 8 ماه انجام شد و به جز دو دیوار الحاقی که از قبل پیش بینی می شد هیچ اثر معماری دیگر بدست نیامد. پایه فونداسیون در خاک بکر و پایین تر از سطح زمین های کشاوری ایجاد شد زیرا محدوده بزرگ تحت پوشش این سقف بدون ایجاد و یا قرار گرفتن حتی یک پایه روی اثر تاریخی باید ایجاد می شد. در حالی که در آثار تاریخی ایتالیا و بسیاری از محوطه های دیگر به طور معمول بدلیل بزرگی محدوده تحت پوشش باید در این محوطه نیز یک ردیف پایه فونداسیون روی اثر قرار می گرفت که خوشبختانه در تل آجری این کار انجام نشد. به دلیل بزرگی ابعاد سقف و هم لزوم استحکام آن و مهمتر رعایت ارتفاع آن از سطح محوطه حداکثر 3 متر ارتفاع با رعایت حفاظت از منظر تخت جمشید آن هم در فاصله 4 کیلومتری تخت جمشید، ایجاد چنین پوشش حفاظتی نیازمند استفاده از بستری محکم داشت که بتواند با ایجاد لوله های فلزی سبک که در اصطلاح سازه فضایی سبک خوانده می شوند، ایجاد پوشش سقف ایجاد شود.

این پروژه مشترک بین المللی هر ساله گزارش کاوش و برنامه حفاظت و مرمت خود را در کنگره باستان شناسی ایران و در دانشگاههای اروپایی ارایه می دهد و تاکنون علاوه بر انتشار و ارایه سمینار در دانشگاه شیراز، پژوهشگاه میراث فرهنگی، موزه ملی ایران باستان گزارش این پروژه مهم در دانشگاه بولونیا، در دانشگاههای کانادا، فرانسه و آلمان ارایه و  مورد تایید قرار گرفته است. در این پروژه مهم باستان شناسی کشور علاوه بر حضور مرمتگران و باستان شناسان متعدد ایرانی مهمترین مرکز بین المللی مطالعات باستان شناسی و حفاظت و مرمت شناخته شده ایتالیایی معروف به ایزمیو حضور مستقیم دارد. همچنین متخصصان ایتالیایی مرمت گران بدون مرز ایتالیا در چارچوب تفاهم نامه منعقده در فصل آینده جهت مرمت سازه های معماری خشتی و آجری این بنای ارزشمند حضور خواهند یافت. مطالعات مشترک بین المللی طی 7 سال انجام شده است و به زودی کتاب تل آجری به عنوان دروازه یادمانی پارسه منتشر خواهد شد.

لازم به یاد آوری است ضوابط عرصه و حریم محوطه های باستانی برای حفاظت از اثر باستانی بسیار متفاوت از ساخت سیلو و میزان ارتفاع آن در حریم اثر تاریخی است و مقایسه این دو غلط است. ارتفاع پوشش سازه فلزی تل آجری با ارتفاع 3 متر در فاصله 4 کیلومتری تخت جمشید در مقایسه با ارتفاع 10 متری پوشش سقف پلکان شرقی آپادانا در تختگاه تخت جمشید نشان می دهد که ضوابط حریم در امر حفاظت برای تل آجری از منظر بصری کاملا رعایت شده است. اما نکته مهمتر اینکه موضوع میزان اهمیت حفاظت اثر تاریخی مطرح است یعنی اینکه برای حفاظت از اثر باستانی دخالت در اثر برای حفاظت حتی اگر در تخت جمشید هم باشد همانند پوشش فلزی پلکان شرقی آپادانا میزان ارتفاع قابلیت اجرا دارد. پوشش حفاظتی تل آجری سازه فلزی سبکی است که برای حفاظت محوطه با ویژگیهای فوق ایجاد شده است. پی کنی فونداسیون دور تا دور محوطه تل آجری به روش باستان شناسی انجام شده است که پس از برداشتن آوارهای پراکنده پیرامون بنا و نمایان شدن خاک بکر چاله فونداسیون حفر شد. برداشتن آوار پیرامون محوطه در عرصه بنا برای حفاظت از اثر تاریخی انجام می شود زیرا این کار به روش باستان شناسی در آوار و نه در بنا انجام شده است. به طور معمول کاوش باستان شناسی در عرصه محوطه های باستانی و نه در بیرون از عرصه انجام می شود و کاوش های باستان شناسی دخالت در اثر باستانی نیست بلکه شناخت اثر و حفاظت از اثر تاریخی است. تشخیص تمایز بین سازه، آوار، نوع آوار، مواد باستان شناسی و رسوب، سطوح سکونتی و خاک بکر همه از جمله مواردی است که باستان شناس مسئول کاوش با تفسیر کانتکس های متفاوت خاک آن را تشخیص می دهد. در حقیقت برداشت ماهوی و علمی باستان شناس از کاوش باستان شناسی درکی بسیار متفاوت از برداشت ظاهری و سطحی است. خوشبختانه در کاوش باستان شناسی تل آجری دو نفر از با تجربه ترین باستان شناسان با مهارت فراوان در شیوه های کاوش و انتشار مقالات تخصصی هخامنشی حضور دارند که اعمال ضوابط حفاظت در عرصه و حریم محوطه های باستانی به عنوان مقدماتی ترین اصل در کارنامه خود همواره رعایت و خود از صاحب نظران حوزه میراث فرهنگی ایران و ایتالیا هستند.»
کد خبر 6886

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =