آیا دوباره همان مدیریت پوپولیستی است که سر از لاک به در کرده؟

چمدان :  سعید فلاح فر کارشناس ارشد مرمت و دکترای پژوهش هنر یادداشتی در زمینه «مصاحبه احمدزاده کرمانی رئیس اسبق میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و ادعای خروج 600 هزار شیء از موزه ملی» در اختیار چمدان گذاشته است که در زیر می‌خوانید:

آیا دوباره همان مدیریت پوپولیستی است که سر از لاک به در کرده؟

مدیریت مبتنی بر بگم بگم و یا حرف‌های خالی اما پر سر و صدا. مدیریت آب‌های گل آلود. مدیریت فراموشی گزینشی. این بار به سکانداری روح الله احمدزاده کرمانی مدیر مورد وثوق سال‌های نه چندان دور.

روح الله احمدزاده کرماني متولد سال 1357 است که در سال 1390 (یعنی در 33 سالگی و بدون تخصص و تجربه و آشنائی با حوزه مدیریت میراث) بعد از حمیدرضا بقائی بر صندلی اداره سیاست زده میراث فرهنگی و گردشگری کشور نشست. احمدزاده کارشناسی ارشد از دانشگاه امام صادق و دکتری مدیریت رسانه از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران دارد و پیش از ریاست سازمان در 30 سالگی جوان‌ترین استاندار دولت دهم بود. گفته می‌شود که با صرف بودجه‌های هنگفتی از بیت المال، بنر و تابلوهای عظیم تبلیغاتی از چهره خود در سطح شهر نصب کرده بود که این امر در کنار ناتوانی او در مدیریت استان فارس موجب نارضایتی مردم شد. وی کسی بود که در خرداد 1388 راه آهن شیراز ـ اصفهان را به عنوان یکی از افتخارات دولت احمدی‌نژاد افتتاح کرد، اما معلوم شد که این راه آهن هنوز در مراحل اولیه بوده است. احمدزاده کرمانی بعد از هفت ماه به دلایل نامعلومی (!) از ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استعفا داد.

احمدزاده با مصاحبه (21 اسفند 1396) خود با مشرق نیوز، قطار مناقشات جذاب ژورنالیستی به راه انداخته و لحظه به لحظه واگن‌های تازه به آن متصل می‌شود. اولین خصوصیت این اظهارات مثل همیشه عدم امید به تاثیرات مثبت آن است. گفتارهایی که بیش از حقیقت، به جنجال آفرینی‌های تازه نظر دارند. گاهی برای خودنمائی و گاهی برای انحراف از مبحثی مهم‌تر. شاید هم برای ضربه به جناح حریف. به هر حال این پینگ پونگ تازه، از سمت و سوی معلوم منبع اولیه نشر آن که بگذریم، نکات حائز توجه دیگری هم دارد:

اول: حدود ۶ سال سکوت احمدزاده به هیچ وجه نمی‌تواند افکار عمومی و حقیقت طلب متخصصین حوزه میراث فرهنگی را اقناع کند. فرض که در همان سال‌های مدیریتی برای افشای این موضوعات تحت فشار قدرت دولت و مردانش بوده است، اما در چند سال گذشته چرا به صرافت این پرده دری‌ها نیافتاده است؟! حالا چه اتفاق متفاوتی رخ داده یا شرایط جدید چه مشخصه‌ای داشته که این حرف‌ها گفتنی شده است؟ تاوان اخلاقی این تاخیر و کتمان حقیقت به عهده کیست؟

دوم: موضوع سئوال برانگیز دیگر زبان دور از نزاکت و غیرفرهنگی طرفین است که از قضا روزگاری سکاندار یکی از مهمترین نهادهای فرهنگی کشور بوده‌اند.

سوم: زردگویی پوپولیستی وجه مشترک این شیوه‌های به اصطلاح روشنگرانه است. شیوه‌ای که بیشتر از آن که روشن شدن افکار عمومی را مدنظر قرار دهد، تحریک افکار عمومی، مظلوم نمایی در افکار عمومی و پسایند آن موج سواری بر افکار عمومی را سر لوحه تصمیمات و عملیات خود قرار می‌دهد. شاید برخی اعداد و اصطلاحات مطرح شده در مصاحبه احمدزاده برای برخی جذاب باشد، اما برای اهل فن کمی طعم دعوای زرگری و ادعاهای دم هشتی خانه‌ها را می‌دهد.

چهارم: گویندگان این دست سخنان که سعی می‌کنند بر موج ضدیتی سوار شوند بهتر است پیش از هر اقدام و سخن و فرافکنی، از موضع شفاف خود نسبت به این افراد و نقشی که در این مسیر انحرافی داشته‌اند، بگویند. در غیر این صورت این شائبه وجود خواهد داشت که از پای سفره‌ای بلند شده‌اند و دنبال سفره تازه‌ای می‌گردند.

پنجم: محکومیت بقائی در دستور کار قوه قضائیه قرار گرفته و دنبال می‌شود و حتماً به این موارد نیز به دقت پرداخته خواهد شد. اما وضعیت فعلی احمدزاده از دو حال خارج نیست. اگر آنچه می‌گوید دروغ و تهمت و تشویش اذهان عمومی باشد که مستحق احکام حقوقی است یا اگر ادعایی که کرده صحت دارد، باز هم به اتهام شراکت در جرم و خیانت و یا حداقل به دلیل همکاری و همراهی و البته سکوت در مقابل این جرائم و حیف و میل بیت المال، آن هم در جایگاه مدیریت وقت سازمان میراث فرهنگی، قابل تعقیب خواهد بود.

ششم: آنچه در این میان متضرر می‌شود فرهنگ و میراث فرهنگی در میان زیاده طلبی‌های مالی و رقابت‌های سیاسی است. به خاطر می‌آورم که در آغاز دهه 80، به همراه بسیاری از دوستان و همراهان، چندین و چند بار، مکتوب و شفاهی به مدیران سازمان میراث فرهنگی کشور از عاقبت ادغام سازمان میراث فرهنگی و سازمان گردشگری هشدار دادم. چرا که بیم داشتم بنیاد علمی، هنری و فرهنگی میراث فرهنگی مقهور صنعت و اقتصاد گردشگری شود و ارتقاء سیاسی تشکیلات آن تا معاونت رئیس جمهور به مناقشات و حواشی مخربی منجر شود که امروزه با کمال تاسف در همه ابعاد مشاهده می‌کنیم.

[related-post id="28838"]

[related-post id="28848"]

[related-post id="28763"]

[related-post id="28874"]

 
کد خبر 28943

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =