چمدان: «به همان نسبت که ظواهر تمدن اروپایی تبلور بیشتری می‌یافت و تقلید از آن‌ فرنگی‌مآبی محسوب می‌شد، برای عده‌ای از رجال طبقات بالای جامعه مطلوب‌تر می‌گشت و لباس فرنگی مردانه و زنانه نیز متداولتر می‌شد. در حالی که برای نسل‌های قدیم مُد معنایی نداشت اکنون مجلات مُد فرنگی به کشور می‌رسید، صحبت از پوشیدن «بلوز»، «کت» و «پالتو» به میان می‌آمد و در لیست غذاها سالاد و سوپ وارد شده بود».

او سپس ادامه تجدد ایران را به روزگار جانشین ناصرالدین شاه در مسیری تازه می‌نمایاند: «تحول زندگانی در دوران سلطنت مظفرالدین فقط به ظواهر امر محدود نگشت، بلکه با از میان‌ رفتن شاه پیر و مستبدی که 50 سال سلطنت کرد، راه برای تحولات بنیادین نیز مهیا گشت. سفر به خارج، تشکیل کتابخانه ملی و انجمن فرهنگی، ورود روزنامه‌های چاپ خارج و تاسیس مدارس پسرانه، نمودهایی از جو تازه‌ای بود که به خصوص از پایتخت آغاز شد. روشنفکران و متفکرین که مدت‌ها در فکر اصلاحات بودند اکنون به بحث، تبادل نظر و فعالیت می‌پرداختند و در محافل مختلف دور هم جمع می‌شدند. کتابخانه ملی از جمله محافلی که به مرکز فعالیت سیاسی تبدیل گشت که در آگاه‌ کردن مردم و پیشبرد اهداف اصلاح‌طلبی اقدامات مفیدی انجام داد».

منصوره اتحادیه در کتاب «زنانی که زیر مقنعه، کلاهداری کردند (زندگانی ملک‌تاج خانم نجم‌السلطنه) تصویر تغییر پوشش زنان را به خوبی تشرح کرده است.



این تاریخ‌نگار سپس جایگاه زنان را در این هنگامه دگرگونی وصف می‌کند. «موقعیت زنان نیز به مرور تحول می‌یافت که مورد پذیرش همگان نبود. در خارج از منزل کماکان رعایت حجاب الزامی بود، ولی زنان جوان چادرهای قدیمی که به چادر «کمری» شهرت داشت - که همراه با روبنده و چاقچور پوشیده می‌شد - را به کنار زدند و چادر «چرخی» که کوتاه و جلوی آن باز بود به سر گذاشتند و صورت را با پیچه می‌پوشاندند که چندان هم موثر نبود و با حرکتی به بالا متمایل می‌شد و چهره زن از آن نمایان می‌گشت».

اتحادیه به نقل از یک شاهزاده قاجاری درباره این دگرگونی‌ها می‌نویسد: «عمادالسلطنه سالور برادر عین‌السلطنه در خاطراتش که هنوز منتشر نشده است، به این مُد جدید باب‌ شده اشاره دارد. او در 25 ذیقعده 1325 ق، می‌نویسد: مُد و طرح لباس و کفش و غیره، بسیار در این یک سال تغییر کرده. نقدا اغلب پیچه می‌زنند و دستی طوری می‌کنند که سر را قدری بلند کنند و تمام صورت پیدا باشد. چادر سیاه تماما عبایی است که خوبش را ذرعی یک تومان تا هفت تومان می‌خرند و اغلب شش ذرع قواره یک چادر است. حاشیه‌های چادرها بیش‌تر سفید، آبی و بنفش و غیره است. این حاشیه روی پارچه است و سوایی ندارد. این لباس بیرون خانم‌ها مُد است، روبند خیلی کم شد. اهل خانه من تمام روبند می‌زنند و نگذاشته‌ام پیچه بزنند. پارسال شلوارها را کوتاه کرده بودند که تا پائین کاسه زانو بیش‌تر نمی‌آید. آن وقت جوراب بلند تا نزدیک شلوار برسد ...».



به این ترتیب باید گفت نخستین نشانه‌ها از کشف حجاب در ایران به برخی محافل درباری یا روشنفکری در دوره ناصرالدین شاه قاجار برمی‌گردد که بیشتر به دلیل تاثیرپذیری فراوان این شاه قاجار در سفرهای خود به «فرنگ» بود.

اما اولین شنیده‌ها درباره «کشف حجاب» به زمان رضا شاه برمی‌گردد که همزمان با اصلاحات دموکراتیک افغانستان، شاه و ملکه افغانستان به ایران آمدند و در آن سفر، ملکه افغانستان بی‌حجاب بود.

پس از سفر پهلوی پدر به ترکیه در ۱۳۱۳، وی تحت تأثیر اقدامات تجددخواهانه آتاتورک قرار گرفت.

یک سال بعد رضا شاه با گفتن این جمله که «چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است»، از رئیس‌الوزرا خواست قانون کشف حجاب را تدوین کند.

این قانون برای تصویب به دربار فرستاده شد و رضا شاه در ۱۷ دی ۱۳۱۴ طی جشن فارغ‌التحصیلی دختران در دانشسرای مقدماتی به کشف حجاب رسمیت داد. در این روز در ساعت سه و نیم پس از نیم روز رضا شاه پهلوی به همراهی ملکه پهلوی، شمس پهلوی و  اشرف پهلوی بدون حجاب به دانش سرای مقدماتی وارد شدند.

آتاترک (ترکیه)، رضاشاه (ایران) و امان‌الله خان (افغانستان) به‌ عنوان رهبران کشورشان نه‌ تنها در یک دوره هم‌زمان می‌زیستند بلکه هر سه در صدد ایجاد تغییراتی بنیادین و مشابه در کشورشان بودند. برای نمونه هر سه خواهان مدرن کردن کشورشان بوده و در این راه، پیرو این ایده مدرنیزاسیون بودند که نهادها و سنت‌های ابتدایی جامعه، مانع از مدرنیزاسیون می‌شود اما هر سه نفر بر حسب نوع رفتار خود و هموطنان و سیاست خارجی در قبال آنها به فرجامی رسیدند.

[caption id="attachment_200242" align="aligncenter" width="1080"] زن و دختران رضاشاه در اولین روز کشف حجاب اجباری - 17 دی ماه 1314 دانشسرای عالی  در همین روز علی اصغر حکمت کفیل وزارت فرهنگ که کمک فراوان کرده بود به مقام وزارت فرهنگ ارتقاء یافت[/caption]

رضا شاه دولتی شبه مدرن بر پا کرد که قرار بود جامعه ایران را از سنت به سوی تجدد راهبری کند. دولتی که کوشید تا مظاهر سنت از قبیل مکتبخانه ها، حوزه‌های علمیه، نظام قضایی شرعی، تعزیه و شبیه خوانی را از عرصه اجتماعی حذف و نمادهای تجدد از جمله مدارس نوین، دانشگاه، دادگستری مبتنی در نظام قضایی مدنی، تشکیل دولت متمرکز، تاسیس ارتش ملی و اسکان اجباری عشایر، تأسیس بروکراسی اداری  و... را جایگزین سازد.

[caption id="attachment_200244" align="aligncenter" width="400"] تصویری تاریخی از زنی با چادر و روبنده قبل از کشف حجاب در تهران و در اوایل سلطنت رضاشاه ‌[/caption]

در سال 1927 وزارت عدلیه در کنترل کامل حقوقدانان تحصیل‏کرده غرب قرار گرفت. قانون مدنی تدوین شد ولی در سال 1935 به طور کامل تصویب شد و قانون جزایی (کیفری) موقتی نیز که در سال 1926 به نگارش درآمده بود بالاخره در سال 1940 به تصویب نهایی رسید.

از سال 1932 اسناد مربوط به معاملات املاک باید توسط دفاتر (محاکم) دولتی انجام شده و از سال 1935 ازدواج و طلاق باید در محاضر (دفترخانه) دولتی به ثبت می‌‏رسیدند و از دسامبر 1935 قضات باید یا از دانشگاه تهران یا یک دانشگاه خارجی مدارک تحصیلی خود را ارائه می‌‏کردند. تا این زمان تعداد زیادی از روحانیون که از تنها راه امرار معاش خود محروم شده بودند، لباس‌‏های روحانیت خود را درآورده و محضردار شدند.

در دسامبر سال 1928 به موجب فرمانی قرار شد که مردان کلاه لبه‌دار پهلوی بر سر بگذارند که به این خاطر دیگر نمی‌توانستند سجده کنند (مگر آن که روی آن را به پشت بر می‌‏گرداندند).

از سال 1935به بعد آنها مجبور شدند که کلاه اروپایی، یعنی کلاه شاپو بر سربگذارند. در سال بعد، زنان بی‏‌حجاب شدند و پوشیدن لباس‏‌های اروپایی هم برای مردان و هم برای زنان اجباری شد.

در اسناد تاریخی آمده است: روزی رضاشاه هیات دولت را احضار کرد و درباره لزوم استفاده از کلاه شاپو به جای کلاه لبه‌داری که پیش از این به مردم تحمیل شده بود، این سخنان را به زبان آورد: «ما باید صورتا و سنتا غربی بشویم و باید در قدم اول کلاه‌ها تبدیل به شاپو بشود و پس‌فردا که افتتاح مجلس شوراست همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به عادت غربی‌ها باید بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه مردم دفعتاً مشکل است اقدام نمایند شما وزرا و معاونین باید پیش‌قدم بشوید.»

همچنین در اسناد آمده است او پس از یک سال از گذشت سفر به ترکیه به محمود جم «رئیس‌الوزرا» چنین بازگو کرد: «نزدیک دو سال است که این موضوع سخت فکر مرا به خود مشغول داشته‌است، خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زن‌های آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک می‌کنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده‌ است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد.»

پروین بهمن‌پور تاریخ پژوه در این باره نوشته است: از این تاریخ به بعد استفاده از حجاب در سراسر مملکت قدغن شد. اجرای این قانون در شهرهای مذهبی مثل قم و کاشان و مشهد و ... با مشکلاتی مواجه شد. زنانی که جرات داشتند در برابر این قانون بایستند توسط ماموران شهربانی مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند و بعضا به همراه شوهران خود به کلانتری احضار می شدند. ماموران امنیتی حق داشتند اگر زنی را در کوچه و خیابان با حجاب ببینند چادر از سرش کشیده و پاره کنند. به وزارت معارف دستور داده شد از این به بعد تمام دانش آموزان و معلمان حق گذاشتن حجاب را ندارند. بعضی از دختران از همان زمان ترک تحصیل کردند و خانه نشین شدند. کلیه ادارات دولتی نیز موظف بودند از ورود خانم‌های محجبه خودداری کنند.

اوضاع عجیب و غریبی به خصوص در پایتخت بوجود آمد. رضاشاه با جبر و دیکتاتوری زایدالوصفی سعی در غربی کردن جامعه و الگو برداشتن از معیارها و زندگی اروپایی داشت. در این راستا مصطفی کمال آتاتورک بنیانگذار حزب جمهوریخواه در ترکیه که شخصی لائیک بود، بهترین نمونه برایش تلقی می‌شد.

برخی از زنان در آن زمان حتی به حمام‌ها هم جرات نکردند بروند. پاره‌ای دیگر که دور ماندن از فعالیت‌های اجتماعی برایشان غیرقابل تحمل بود و از طرفی می‌خواستند حجابشان حفظ شود با ذوق و سلیقه لباس‌ها و پالتوها و مانتوهای بلندی تهیه کردند و با گذاشتن کلاه و شال گردن به طوری که تمام موهایشان را در بر بگیرد در اجتماع ظاهر شدند.

اما با این اقدامات زنان نیز طی نامه‌ای به شماره ۲۹۷۰ به تاریخ ۱۳۱۵/۳/۱۱ تحت این عنوان: «استفاده از چارقد برای زنان اکیدا ممنوع» مقابله شد. پس از سال ۱۳۲۰ و روی کار آمدن پهلوی دوم عده‌ای از علما از جمله آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی طی نامه‌ای به نخست وزیر خواستار کم کردن فشار و عدم خشونت علیه زنان محجبه شد.

سال ۱۳۲۳ نیز آیت الله سید حسن طباطبایی از مراجع تقلید قم از شاه خواست تا به طور کل این قانون را لغو کند. سرانجام با صدور فتوای حاج حسین آقا بروجردی و حاج سید محمد تقی خوانساری مبنی بر «داشتن حجاب برای زنان امری ضروریست و نداشتن آن مغایر با موازین شرعی و اسلامیست و ...» قانون کشف حجاب ملغی اعلام شد.

 

[caption id="attachment_200239" align="aligncenter" width="900"] عریضه زنان یزد به مجلس شورای ملی درخصوص توسل به زور مامورین شهربانی جهت اجرای قانون کشف حجاب و درخواست آزاد گذاشتن آنها در امر حجاب[/caption]

[caption id="attachment_200258" align="aligncenter" width="720"] پیچه‌های مویی که بهترین آنها ساخت کرمانشاه بود و از موی دم اسب بافته می‌شد | از اواخر دوران مظفرالدین شاه به تدریج پیچه که در حکم یک نقاب کوتاه و آفتاب برگردان بود جای روبنده‌های سپید بلند را گرفت و به تدریج بانوان از آن استفاده کرده و این مدل مورد اعتراض بازاری‌ها قرار گرفت که وامصیبتا همه چیز بر باد رفت | در آن دوره هم به دلیل فشار آقایان گهگاه نظمیه دوران مشروطه استفاده از پیچه را ممنوع می‌کرد که به دلیل باور نداشتن مجریان این قانون به این حکم در عمل اعتباری تنها چند روزه داشت [/caption]

[caption id="attachment_200260" align="aligncenter" width="800"] صدیقه پهلوی دختر اول رضاشاه که سال ۱۳۶۸ درگذشت و در بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد | او نه کشف حجاب کرد و نه از ایران خارج شد‌[/caption]

[caption id="attachment_200279" align="aligncenter" width="750"] پوشش عمومی زنان | قبل از کشف حجاب رضا شاه[/caption]

[caption id="attachment_200283" align="aligncenter" width="420"] بسیاری کشف حجاب را تنها مرتبط با رضا شاه می‌دانند در حالی که نخستین نشانه‌های کشف حجاب را می‌توان در دربار ناصرالدین شاه قاجار و در محافل روشنفکری یافت، ولی رسمیت پیدا کردن آن به دوره حکومت رضا شاه باز می‌گردد | تا زمان کشف حجاب و شروع تغییرات پر دامنه مدرنیسم رضاشاهی نمونه‌ای یافت نمی‌شود که زنان ایرانی و حتی بانوان درباری، سر برهنه و بی‌حجاب در ملأ عام ظاهر شوند مگر یک زن... | در دوره ناصرالدین شاه، اولین زنی که به صورت عمومی و علنی کشف حجاب کرد زنی است با نام «زرّین تاج» | «زرین تاج» زنی بود که او را تا قبل از گرایش به سید علی محمد باب، به عالم، فاضل و شاعر بودن می‌ستودند | او در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد و دختر ملا محمّد صالح مجتهد قزوینی است | او ملقب به زَکیّه یا اُمّ سَلَمَه و مشهور به طاهره و قُرَّةُالعَین (زادهٔ ۱۲۳۰، ۱۲۳۱ یا ۱۲۳۳ قمری - درگذشتهٔ ۱۲۶۸ قمری) است[/caption]

[caption id="attachment_200282" align="aligncenter" width="960"] خرید در لاله زار - تهران | پیش از کشف حجاب در سال ۱۳۱۴[/caption]

[caption id="attachment_200280" align="aligncenter" width="960"] خیابان سیروس - سال ۱۳۱۰ | پیش از کشف حجاب[/caption]

[caption id="attachment_200250" align="aligncenter" width="591"] واقعه مسجد گوهرشاد مشهد در تیر ماه 1314 از رخدادهای مهم دوران رضا شاه پهلوی و دوران نخست وزیری محمد علی فروغی به شمار می‌آید | خیزش مردم در جریان این واقعه در اعتراض به اجباری شدن بر سرنهادن کلاه شاپو و کشف حجاب توسط حکومت مرکزی رخ داد | کشتار مردم در این مسجد به اندازه‌ای بود که به نقل از شاهدان عینی چند کامیون جنازه از صحنه کشتار خارج کردند | یک روز پس از این فاجعه عملیات دستگیری علما و روحانیون آغاز شد و تعداد کثیری از آنان بازداشت و روانه زندان شدند | برخی می‌گویند در واقعه مسجد گوهرشاد مشهد در زمان رضاشاه بیش از 2000 نفر کشته شدند[/caption]

[caption id="attachment_200253" align="aligncenter" width="506"] تصویری تاریخی از اشرف، شمس و تاج الملوک در روز کشف حجاب ؛ برنامه معروف به کشف حجاب هفدهم دیماه | رضا شاه در چنین روزی گفت: امروز از جمعیت ۱۸ میلیونی ایران نیمی از آنان در چادر و چاققور و سنت خرافی بسر می‌برند و انگار که ایران تنها ۹ میلیون جمعیت دارد... این چگونه رسمی است که ما نیمی از جمعیت مملکت را نادیده بگیریم؟ (!)[/caption]

[caption id="attachment_200285" align="aligncenter" width="800"] اولین عکس بعد از کشف حجاب | سه زن با پوشش غربی و بدون حجاب در آتلیه عکاسی چهره نمای اصفهان سال 1314 خورشیدی[/caption]

[caption id="attachment_200256" align="aligncenter" width="1100"] کشف حجاب زنان در سال 1314 | زنان مناطق جنوبی کشور[/caption]

[caption id="attachment_200262" align="aligncenter" width="1058"] سال 1316 یک زوج تهرانی بعد از کشف حجاب[/caption]

[caption id="attachment_200268" align="aligncenter" width="878"] زهرا خانم تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه که در عصر قاجار کشف حجاب کرد | عکاس: روسیخان (۱۳۲۷ قمری) - برگرفته از مجموعه خانم تاج ایران ضرغامی فصیحی[/caption]

[caption id="attachment_200263" align="aligncenter" width="508"] تجمع زنان در جشن کشف حجاب | سال 1315 شمسی[/caption]

[caption id="attachment_200264" align="aligncenter" width="662"] مراسم کشف حجاب در شیراز ؛ روزی که سِندِرقیت زنان ایرانی پاره شد! | می گویند در یکی از جشن‌های سالانه کشف حجاب در دوره پهلوی دوم متنی پیش روی یکی از نمایندگان زن مجلس قرار گرفت تا آن را قرائت کند. متن‌های دوره پهلوی گاهی مانند متون قاجاری آمیخته از ترکیبات نامانوس عربی بود. در آن متن کلمه عربی "رقیّت" به معنی بندگی آورده شده بود که گویا رضاشاه با کشف حجاب "سند رقیت" و بندگی زنان را پاره کرده بود. یعنی سند بندگی و کنیزی...نماینده زن مجلس که صدایش از رادیو مستقیما پخش می‌شد گویا با این سبک نوشتار آشنایی چندانی نداشته و حین قرائت متن گفت: "اعلیحضرت سِندِرقیت ما زنان را پاره نمودند..."[/caption]

[caption id="attachment_200269" align="aligncenter" width="400"] پوشش یک زن عشایر پس از کشف حجاب رضاخان[/caption]

[caption id="attachment_200265" align="aligncenter" width="601"] گرچه کمال آتاتورک در تاریخ به کشف حجاب و ترویج پوشش اروپایی شناخته می‌شود اما همسر خود او چندان پایبند به سیاست‌های وی نبود و با حجاب در انظار ظاهر می‌شد![/caption]

[caption id="attachment_200272" align="aligncenter" width="1024"] بانوان روستایی و عشایر پس از کشف حجاب رضاخان[/caption]

[caption id="attachment_200275" align="aligncenter" width="530"] جشن کشف حجاب در قم[/caption]

[caption id="attachment_200252" align="aligncenter" width="500"] در ۲۲ دی ۱۳۱۴ مقرر شد دولت به مأمورین و تمامی کارکنان خود جهت تهیۀ وسایل برداشتن چادر به اندازۀ یک ماه حقوق، مساعدۀ مالی دهد![/caption]

[caption id="attachment_200270" align="aligncenter" width="552"] امیر ترکاشوند نوشته است :شاید برای‌تان شگفت باشد که بگویم استاندارد باحجاب بی‌حجاب در نزد متشرعان در این یک سده، تغییر معناداری به شرح زیر داشته است: یک- چادر+پوشیه: در آغاز این قرن (و همچنین پیش از آن) زن را تنها در صورتی باحجاب می‌شمردند که خود را با «چادرِ سرتاسری + روبند/ پوشیه» می‌پوشانید و هیچ جایی ولو اندک از جسمش نمایان نمی‌شد؛ و اگر بی‌پوشیه (حتی با چادر) تردّد می‌کرد و یعنی صورت / چهره‌اش نمایان بود وی را بی‌حجاب می‌شمردند. جملۀ «رو تو بگیر = رویَت را بپوشان» که تا چندین سال پیش نیز گاهی رواج داشت یادگار همان روزگار است. کانونی‌ترین خواستِ آن روزِ فعالانِ این حوزه، تلاش برای حذف پوشیه و در نتیجه باز بودنِ چهرۀ زنان بود. ببینید این شعرِ آن دوران از ایرج‌میرزا را: پیمبر آن‌چه فرمود‌ست آن کُن نه زینت فاش و نه صورت نهان کن | چند دهه پیش از آن، بانوی شاعر زرین‌تاج قزوینی (که در باب مهدویت عقاید خاصی داشت) گویا در همین حد، اقدام به سنت‌شکنیِ معهود در عصر قجری کرد و در واقعۀ بدشت روبند / پوشیه را کنار زد و چهره نمایان کرد ؛ در رهِ عشقت ای صنم شیفتۀ بلا منم چند مغایرت کنی با غمت آشنا منم ... | دو - چادر: تلاش فعالان و سیاستمداران به کرسی نشست و حجاب عصر قجری شکست! و اکثریت قاطع زنان (حتی پس از لغو قانون کشف حجاب رضاشاه از سوی فرزندش) پوشیه و روبند را به اختیارِ خود کنار گذاردند و تعریفِ استاندارد متدینان نیز از میزان حجاب تغییر کرد. در دوران محمدرضا شاه و نیز تا اوایل جمهوری اسلامی، به کسی باحجاب می‌گفتند که چادر به سر می‌کرد و به کم‌تر از آن (چه با روسری چه بی‌روسری) بی‌حجاب می‌گفتند | سه- روسریِ پوشا: سپس پوشش زنانی که مانتوی بلند + روسریِ پوشانندۀ تمام مو می‌پوشیدند، آرام آرام مقبول افتاد و متشرعان، اینان را نیز جزو باحجاب‌ها قلمداد کردند و فقط به زنانی بی‌حجاب اطلاق می‌شد که روسری را به خوبی نمی‌بستند و بخش‌هایی از موی‌شان، کم یا زیاد نمایان می‌شد و مانتوشان نیز رضایت مؤمنان را فراهم نمی‌کرد. جالب این‌که امروزه زنان چادری و زنان مانتوروسری، با تنظیم مقاله و یا ایراد سخنرانی، علیه اقدام فعالان دورهٔ نخست موضع‌گیری می‌کنند حال آن‌که میزان حجاب همین ناقدان کنونی، در آن دوران، مصداق بی‌حجابی و بی‌حیایی بود! | چهار- سرانداز: اگر در کشورمان رعایت پوشش الزامی نمی‌بود و این روال ادامه می‌یافت در آن صورت، باحجاب در نزد مذهبی‌ها زنانی بودند که دستِ‌کم با سراندازی به عنوان نماد تردّد می‌کردند و فقط زنان بی‌سرانداز را بی‌حجاب می‌دانستند. پس مراحل تغییر مفهوم باحجاب بی‌حجاب در این قرن از آغاز تاکنون و بر اساس انتظارات متدینان چنین است: ۱) باحجاب: چادر+پوشیه بی‌حجاب: چادر منهای پوشیه (و پایین‌تر از آن). ۲) باحجاب: چادر بی‌حجاب: مانتوروسریِ کامل (و پایین‌تر از آن). ۳) باحجاب: مانتوروسریِ کامل بی‌حجاب: روسری‌به‌سرکنانِ موپیدا (و پایین‌تر از آن). ۴) ادامۀ سریال- با حجاب: روسری به عنوان نماد و نه لزوماً پوشانندهٔ مو بی‌حجاب: بی‌سرانداز ۵) تعریف باحجاب بی‌حجاب، ورای روسری نمادین (این مرحله در روند تغییر نگاه مذهبی‌ها بسیار زمان‌بر روی می‌دهد)[/caption]

[caption id="attachment_200278" align="aligncenter" width="1100"] خانه رستگار یکی از بناهای دوره اواخر قاجار است که در سال 1378 در فهرست آثار ملی کشورمان به ثبت رسید | این خانه بعد از ساخت توسط دو برادر به نام‌های محمد بقال و اصغر بقال به عنوان خانه مسکونی خریداری شد | این دو برادر از افراد سیاستمدار آن زمان بودند به همین دلیل نیز در زمان کشف حجاب در دوره رضا شاه خانه خود را در اختیار ستاد کشف حجاب قرار دادند | این خانه بعدها توسط نظامیان خریداری شد و مدتی محل شکنجه و زندان بود | بعد از سال‌ها تبدیل به بیمارستان شد و بعد هم توسط شخصی به نام رستگار خریداری شد که وی نیز از این مکان به عنوان انبار برای مغازه‌اش استفاده کرد | در چند سال اخیر هم توسط میراث فرهنگی خریداری شد[/caption]

[caption id="attachment_200255" align="aligncenter" width="759"] بریده_جرائد ؛ ۱۸ دی ۱۳۳۹ | جشن کشف حجاب که در نزد فرح برگزار شد![/caption]
کد خبر 200153

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 7 =