مرثیه‌ای برای شوش | واکاوی تجمع مردم شوش علیه حافظان شهر باستانی | شوش‌نشین‌ها از بی‌توجهی‌ها خسته‌اند

چمدان: نامه‌ای در فضای مجازی خبری خوزستان منتشر می‌شود که رئیس اداره میراث فرهنگی شوش در تاریخ 15 مرداد 97 به رئیس اداره شهرسازی شوش اعلام کرده است مکان مورد نظر عرصه جهانی نیست و هرگونه فعالیت حفاری یا عمرانی در این محوطه مستلزم اخذ مجوز از اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان است و حال به استناد این نامه سید راضی نوری نماینده مردم شوش اعلام می‌کند که محل احداث زیرگذر در ورودی شهر شوش طبق نقشه و مستندات و استعلام خود میراث فرهنگی در عرصه و حریم جهانی نیست و سید حکیم موسوی رئیس شورای شهر شوش می‌گوید که در ورودی شهر شوش هیچ آثاری وجود ندارد، چرا مانع از ایجاد یک پروژه حیاتی که حافظ جان شهروندان است، می‌شوند؟

این تنها یک نمونه از هزاران بی‌تدبیری مسوولان است. قصه از همان زمانی شروع شد که این افراد برای راحت کردن پرونده ثبت جهانی از لفظ عرصه و حریم ملی و عرصه و حریم جهانی استفاده کردند و این تصور را در اذهان ناآگاه و غیر متخصص به شیوه‌ای کاملاً پوپولیستی و عوامانه ایجاد کردند که عرصه و حریم جهانی از ملی مهم‌تر است چون منفعت برای آنها ثبت آثار بیشتر و بیشتر در فهرست یونسکو بود از هر طریقی بدون کوچکترین برنامه‌ای برای آموزش جامعه محلی و پیوست گردشگری که جامعه بومی و محلی از وجود چنین آثاری بهره‌مند شود، غافل از این که در هیچ کدام از منابع خارجی دو لفظ عرصه و حریم ملی و عرصه و حریم جهانی وجود ندارد.

در این مورد به خصوص هم هرچند زیر گذر در عرصه جهانی نیست اما در عرصه ملی قرار دارد به عبارتی در این عرصه آثار وجود دارد و تنها آقایان برای راحت‌تر کردن ثبت جهانی و سلب مسؤلیت از ساخت و سازهای بی‌رویه که باید برای آنها هم با مسوولان شهری دست به گریبان می‌شدند و صد در صد امکان ثبت جهانی هم فراهم نمی‌شد، چنین واژگانی را ساختند!

نماینده مجلس شورای اسلامی شوش و رئیس شورای شهر شوش کافی است سری به اخبار سال‌های گذشته و حین ثبت جهانی این اثر بزنند تا ببینند باستان‌شناسان به عبارتی طیف متخصص و کارشناس و نه طیف مسوولان بی‌تدبیر (که صرفاً به دنبال پر کردن رزومه و آمار خود هستند)، چقدر به موضوع ثبت جهانی 400 هکتاری و نه 700 هکتاری عرصه شوش اعتراض کردند و مسوولان دفتر ثبت جهانی سرخوش از ثبت شوش 400 هکتاری چشم بر روی عرصه ملی بستند تا امروز شاهد چنین بی‌تدبیری و توقعاتی از سوی مجموعه شهری باشند که فکر می‌کنند چه شاهکاری است که زیرگذر در عرصه جهانی قرار ندارد!

آقایان مدیریت شهری و نماینده مجلس شورای اسلامی شوش! بله! اینجا در عرصه ثبت جهانی شوش نیست اما در محدوده عرصه ملی شهر باستانی شوش قرار دارد. حتی اگر فرض بر این باشد که در این قسمت به واسطه ساخت روگذر در سال‌های گذشته آثار باستانی زدوده و از بین رفته باشد، باز هم منظر شهر شوش مهم است و با احداث این زیر گذر مخدوش شده و بهم می‌ریزد.

بحث فقط بر سر نجات لایه‌های سطحی باستانی نیست، مسأله عبور زیرگذر از وسط یک شهر باستانی است. تصور کنید بزرگراهی را از میان محوطه پاسارگاد (اثری ثبت جهانی در استان فارس که مقبره کوروش در آن قرار دارد) عبور دهند. اگر این بزرگراه از میان آرامگاه کوروش و برج زندان سلیمان عبور کند مسلک بدانید که آثار مملوس باستانی چندانی به دست نخواهد آمد زیرا این قسمت‌ها در ان زمان باغ بوده است. اما آیا به صرف اینکه در این محدوده‌ها آثار باستانی پیدا نمی‌شود، می‌توان حکم به احداث چنین جاده‌ای در پاسارگاد داد؟ آیا منظر باستانی آن مخدوش نمی‌شود؟ عبور زیرگذر از میان عرصه باستانی شوش هم چنین حالتی دارد.

دوم بی‌تدبیری استانداری خوزستان در قضیه شوش است! چرا به یکباره مسوولان شهری، مدیریتی و حتی میراثی اصرار عجیبی به تخریب آثار باستانی شوش دارند؟ این پل زمانی در مسیر ترانزیتی اهواز – خرم‌آباد- تهران بوده و یکی از مسیرهای بسیار پرتردد است و همیشه خودروها چه از اندیمشک وارد شوش می‌شدند چه از اهواز، محوطه باستانی و تاریخی کاملاً قابل رویت بود. در این بین آنچه مسلم است با عبور زیرگذر به طور کاملاً مشهودی حتی دیگر اثر ثبت جهانی شوش قابل رویت هم نیست و تاریخ شوش از چشم همگان پنهان می‌ماند. در این بین نظرات کارشناسی کوچکترین جایگاهی ندارد خواه این نظرات متعلق به جامعه متخصص علمی باستان‌شناسی در میراث فرهنگی باشد خواه متعلق به وزارت راه و شهرسازی که وزیرش چندی پیش نامه ممنوعیت عبور زیرگذر را زده است.

همچنین نبود ذهن توسعه یافته پایدار سبب  می‌شود مسوولان شهری تنها آرزویشان این باشد که عرصه‌های شهر تاریخی تبدیل به چیز دیگری شود چرا که در ورودی شهر منظری زشت از خرابه‌های شوش باستان درست شده است و 400 هکتار زمین خاکی برای حیثیت شوش افت ایجاد کرده و به حال خود رها شده است. به عبارتی مسوولان شوش به نوعی به محوطه تاریخی شوش به عنوان اثری سبب‌ساز خفت و خواری نگاه می‌کنند که در آن اجازه ساخت و ساز نیست.

در چنین حالتی است که با وجود نامه وزیر و معاون رییس جمهور و اعتراضات شدید فعالان و کارشناسان متخصص باستان‌شناسی در چند ماه گذشته و با وجود اخطار مونسان رییس میراث فرهنگی و معاون رییس جمهور و دستور استاندار برای توقف عملیات باز هم 11 شب گذشته شاهد تداوم عملیات عمرانی هستیم.

در سوی دیگر مردمی خسته از بی‌تدبیری مسوولان شهری، استانی، میراثی، راه و شهرسازی و نمایندگان را می‌بینیم که طاقتشان را طاق شده است که تا کی باید تاوان یک اثر ثبت جهانی را پرداخت کنند. گره‌ای که کاملاً با دست باز می‌شد حال چنان کور شده که کسی را یارای حل آن نیست؟ آنها تجمع می‌کنند و خسته فریاد می‌زنند و معاون میراث فرهنگی را تهدید می‌کنند. هر چند که پیشنهادات جایگزینی برای زیرگذر از دیدگاه کارشناسی وجود دارد درست مانند پل هفت تپه.

این مردم حتی نمی‌توانند به این موضوع فکر کنند که روزگاری نیشکر هفت تپه هم با تخریب آثار تاریخی روی این آثار ساخته شد تا معیشت کارگران هفت تپه را تأمین کند اما امروز این مجموعه توان اداره خود و کارگرانش را ندارد. به عبارتی هم آثار تاریخی متعلق به نسل‌های بعدی از بین رفت هم مجموعه پس از چند دهه تعطیل شد. این نمونه‌ای از نگاه توسعه نیافته مدیریتی است که زمانی بسیار کوتاه را به اعصار و آینده ترجیح می‌دهد.

از سویی فرض بر این که زیر گذر هم عبور نکند مسوولان میراث فرهنگی چه طرح و نقشه‌ای دارند تا با آن مسوولان شهری را قانع کنند تا در کنار همدیگر به نفع شوش، منافع شهری و ملی تصمیم بگیرند و سود حاصل از آن در زندگی مردم شهر تزریق شود.

در حال حاضر شهر شوش شهری است که مورد توجه قرار نگرفته است. شهری که باید مرکز کاوش‌های باستان شناسی و گردشگری باشد یک هتل و موزه در خور ندارد. خدمات شهری مناسب هم ندارد. یک زمانی شهر یک هتل آپادانا داشت که وقتی مسوولان به صرافت توسعه آن افتادند یک عرصه تاریخی را انتخاب کردند تا هتل امیرزرگر را آنجا بسازند که درنهایت بیل مکانیکی به آثار خورد و ساخت هتل برای همیشه به محاق رفت.

اتفاقات امروز شوش حاصل بی‌تدبیری همه مدیران و مسوولان از طیف‌های مختلف است و آن که امروز پیروز این ماجرا است بهره‌مندان از بازار سود و سودا و ساخت و سازند که ابتدا پیش از هرگونه تحقیق و مطالعه شهری پل روگذر را هوار می‌کنند کف زمین تا عرصه بر مردم شهر شوش تنگ شود و حالا از این موقعیت به نفع عبور زیرگذر شوش بهره می‌برند غافل از آن که پولی که قرار است هزینه این زیر گذر شود به چند زخم مردم بی‌پناه شوش از ساخت بیمارستان، تا تأمین آب شرب مناسب، احداث و مرمت مدرسه و راه‌های عبوری شهری می‌آید.

[related-post id="198424"]

[related-post id="198520"]

[related-post id="198528"]
کد خبر 198612

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • دکتر پیمان ۰۰:۲۶ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۱
    چرا از دلیل احداث این پل و نقش حیاتی آن در حفاظت از جان شهرواندان هیچ مطلبی ذکر نمی کنید؟ آیا جان مردمی که از این جاده بواسطه ی حجم عظیم ترافیک هر روز با سانحه ای نو مواجه می شوند برای متولیان امر آثار باستانی فاقد اهمیت است؟