چمدان: ساخت مجموعه عظیم و با شکوه تخت‌جمشید با استناد به کتیبه دیواره جنوبی صفه در زمان داریوش بزرگ در سال ۵۱۸ ق.م در دامنه کوه رحمت (مهر) آغاز شد و جانشینانش یکی پس از دیگری کاخ‌های نیمه تمام را تکمیل و کاخ دیگری بر مجموعه افزودند.

مازیار کاظمی مدیر اسبق تخت جمشید که اکنون در استرالیا ساکن است،در اندیشکده مرمت اثار و ابنیه ایران به ارائه گزارشی از وضعیت مرمت تخت جمشید پرداخته و می گویدتخت‌جمشید به عنوان پایتخت آیینی هخامنشیان و به منظور برگزاری جشن‌های ملی ساخته شد. وسعت کامل تختگاه ۱۲۵۰۰۰ متر مربع و تماما از سنگ ساخته شده است در برخی نقاط کوه را تراش داده و مسطح کردند و در برخی نقاط از بلوک‌های بزرگ سنگی استفاده شده و با بست‌های آهنی و روکش سرب به هم دوخته شده است.

ارتفاع بعضی نقاط تختگاه به ۱۴ متر از سطح جلگه پیرامون می‌رسد. ساخت کاخ‌ها بالغ بر ۱۸۰ سال طول کشید که در برخی از آنها هیچ‌گاه به پایان نرسید! در ساخت این مجموعه سنگ، چوب و خشت نقش اصلی را بازی می‌کردند.

بنای تخت‌جمشید در ۳۳۰ق.م پس از حمله اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد. چوب که از مصالح اصلی برای سقف و در بسیاری از کاخ‌ها برای ستون‌ها استفاده شده بود، در اثر آتش‌سوزی از بین می‌رود و با از بین رفتن پوشش کاخ‌ها، باران، باد و مسیل‌های جاری کوه رحمت، دیواره‌های خشتی را به تلی از آوار تبدیل می‌کنند و در نهایت درگاه‌ها، ستون‌های و پله‌های سنگی بر جا می‌مانند.»

[caption id="attachment_192842" align="aligncenter" width="1100"] عکس‌ها و توضیحات این گزارش متعلق است به مازیار کاظمی مدیر اسبق تخت جمشید که اکنون در استرالیا ساکن است و در اندیشکده مرمت اثار و ابنیه ایران این گزارش را ارائه کرده است.[/caption]

بخش اول مرمت‌های دوره هخامنشیان

شواهد به دست آمده گویای این است که اولین مرمت‌های انجام شده در تخت‌جمشید مربوط به عصر هخامنشیان است. این مرمت‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند.

۱- مرمت‌های حین ساخت | عمدتا به خاطر وجود رگه در سنگ یا آسیب دیدگی قطعات سنگی به علت حمل و نقل یا در زمان نصب

۲- مرمت‌های پس از ساخت | به علت مستهلک شدن یا تغییر نقشه کاخ‌ها



[caption id="attachment_192845" align="aligncenter" width="1100"] در تصویر اول قلمه ستون قبل از نصب بست خورده و اصطلاحا مرمت شده است[/caption]

 

[caption id="attachment_192846" align="aligncenter" width="1100"] این بخش برش خورده و قطعه جدید جایگزین شده و دوباره پرداخت شده است. مرمتگران تخت جمشید در آن زمان در واقع حجاران و سازندگان بودند[/caption]

 



[caption id="attachment_192848" align="aligncenter" width="1100"] این تصویر و دو تصویر پایینی مربوط به بخش‌هایی از بنا مانند پلکان و ته ستون است که احتمالا در اثر استفاده و فرسودگی مجدد بازسازی شده است[/caption]

 







[caption id="attachment_192853" align="aligncenter" width="1100"] در این تصویر بخش پیش آمده پلکان شرقی کاخ آپادانا را می‌بینید که با بخش شمالی این کاخ مثل هم و متقارن هستند | این نقش مربوط به دوران خشایارشا است | کاخ آپادانا در زمان ساخت این نقش را نداشته است بلکه نقش اصلی این پلکان نقش زیر بوده است[/caption]

 

[caption id="attachment_192855" align="aligncenter" width="1100"] کتیبه بارعام | در واقع چون در این نقش خشایارشا ولیعهد بود و در پشت سر داریوش ایستاده بوده، در زمانی که به پادشاهی می‌رسد، این دو نقش را از دیواره‌های شمالی و شرقی کاخ آپادانا جدا کرده و به خزانه منتقل می‌کند | همان طور که بیان شد این نقش برجسته توسط اشمیت در خزانه پیدا شد و به باور او شاه در تصویر داریوش است و پشت سر او ولیعهدش خشایار اما جوزپه تیلیا مرمتگر ایتالیایی نظر دیگری داشت. تیلیا فهمید که این نقش برجسته مربوط به پلکان‌های آپاداناست و از آنجا به خزانه منتقل شده است. اما چرا؟! شاه نشسته بر تخت خشایارشا است. پس از خشایارشا پسرش اردشیر شاه می‌شود. اما اردشیر هیچگاه ولیعهد نبود بلکه پسر دیگری از خشایارشا ولیعهد بود که او به قتل می‌رسد و اردشیر چون نمی‌خواست تصویر برادر مقتولش به عنوان جانشین پدرش بر آپادانا باشد دستور به انتقال آن به خزانه داد[/caption]

 



[caption id="attachment_192858" align="aligncenter" width="1100"] در این تصویر می‌توانید قطعاتی را که مجدد تراش خورده را ببینید[/caption]

 

مرمت‌های موسسه‌ شرق شناسی دانشگاه شیکاگو به سرپرستی ارنست هرتسفلد

مدیر اسبق تخت جمشید درباره مرمت‌های موسسه‌ شرق شناسی دانشگاه شیکاگو توضیح می دهد: «در سال ۱۳۰۹ راکفلر سرمایه‌دار نامدار، از سوی انجمن آمریکایی صنایع دستی و آثار باستانی ایران که ریاست آن با پروفسور ویلیام جکسن و پروفسور آرتور پوپ مدیریت آن را بر عهده داشت، حاضر شد مبلغ ۹ میلیون دلار برای کاوش‌های مصر و ایران در اختیار جیمز برستد رئیس موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو قرار دهد. جیمز برستد، باستان شناس مشهور آلمان، ارنست هرتسفلد را برای سرپرستی کاوش‌های تخت‌جمشید انتخاب کرد. هیچ نقشی وجود ندارد، احتمالا به علت عجله در امر تعمیرات از استفاده نقوش پر کار پرهیز کردند.»

[caption id="attachment_192861" align="aligncenter" width="800"] جیمز برستد[/caption]

 

به گزارش چمدان، ارنست هرتسفلد باستان شناس آلمانی كه در سمت مقام مشاور امور باستان شناسی در ايران فعاليت مي‌كرد بنا به تمايل شخصی خويش و درخواست دولت و با پشتيبانی فيروز ميرزا نصرت الدوله والی فارس موفق شد آثار تخت جمشيد را در پاييز و زمستان ۱۳۰۲ به مدت شش هفته ارزيابی كند. ارزيابي هرتسفلد در گزارش مشروحی با نقشه و عكس از تخت جمشيد در سال ۱۳۰۶ به نام «اطلال شهر پارسه» به زبان فرانسه چاپ و برگردان آن به فارسي از سوي «مجتبي مينوی» منتشر شد.

[caption id="attachment_192862" align="aligncenter" width="591"] ارنست هرتسفلد[/caption]

هرتسفلد در سال ۱۳۰۹ در راس گروهی از سوی موسسه‌ شرق شناسی دانشگاه شیکاگو مامور حفریات در تخت‌جمشید شد. او در شروع کار نیاز به مکانی برای سکونت هیئت علمی، مرکز مطالعاتی و موزه آینده تخت‌جمشید داشت.

ابتدا تصمیم می‌گیرد کاخ داریوش (تچر) را بازسازی کند اما از این اقدام منصرف شده و کاخ دیگری را انتخاب می‌کند.

او ساختمان‌های موسوم به بنای جنوب شرقی را خاکبرداری می‌کند و لوح سنگی شالوده‌ بنا (کتیبه خشایارشا) را به خط پارسی باستان کشف می‌کند و اینگونه در می‌یابد که بنا کاخ ملکه خشایارشا است. بنای کاخ ملکه خشایارشا و اتاق‌های پشتی آن مرمت و بازسازی می‌شوند تا علاوه بر سکونت هیئت علمی، کارگاه مرمت سفال نیز در آن دایر شود.

 

[caption id="attachment_192865" align="aligncenter" width="1100"] این کاخ در حال حاضر به موزه تخت‌جمشید تبدیل شده است و ساختارهای پشتی آن پایگاه پژوهشی پارسه پاسارگاد و کتابخانه تخت‌جمشید را در خود جای داده است[/caption]

 







 

به گفته کاظمی شاید بتوان گفت که مرمت کاخ ملکه یکی از جسورانه‌ترین فعالیت‌های مرمتی تخت‌جمشید بوده است. هرتسفلد طی سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۴ کاوش‌های زیادی در تخت‌جمشید انجام داد. آشکارسازی پلکان شرقی کاخ آپادانا، الواح سیمین و زرین و الواح گلی باروی تخت‌جمشید جز مهم‌ترین نتایج این کاوشها محسوب می‌شود.

مرمت‌های موسسه‌ شرق شناسی دانشگاه شیکاگو به سرپرستی اریک اشمیت

در سال ۱۳۱۴ اریک اشمیت باستان شناس آلمانی از سوی موسسه‌ شرق شناسی، سرپرستی ادامه کاوش‌ها در تخت‌جمشید را به عهده گرفت.

[caption id="attachment_192870" align="aligncenter" width="883"] اریک اشمیت[/caption]

 

او در ادامه کاوش‌ها کاخ‌های صد‌‌ستون و خزانه را خاکبرداری کرد که از جمله کارهای مرمتی مهم او مرمت کتیبه بارهام، استحکام بخشی دیواره‌های خشتی کاخ‌ها و همچنین استحکام بخشی پایه ستون‌های کاخ آپادانا بود. عمده مرمت‌ها و استحکام‌بخشی‌ها با ملات سیمان می‌شد که در برخی موارد در پایه ستون‌ها ‌و قلمه‌ستون‌ها از آرماتور فلزی به همراه سیمان نیز استفاده شده است.

[caption id="attachment_192871" align="aligncenter" width="1100"] دیواره‌های خشتی کاخ خزانه[/caption]

 



[caption id="attachment_192873" align="aligncenter" width="1100"] مرمت پایه ستون کاخ آپادانا[/caption]

از جمله اقدامات مهم اشمیت عکسبرداری هوایی و پرواز بر فراز شهرهای تاریخی ایران طی سال‌های ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۷ بود که نتیجه آن شد چاپ کتابی به نام «پرواز بر فراز شهرهای باستانی ایران».



تاسیس بنگاه علمی تخت جمشید

مدیر اسبق تخت جمشید تشریح می کند:«پس از بازگشت گروه علمی دانشگاه شيكاگو، وزارت فرهنگ وقت و اداره كل باستان شناسی، امور خاكبرداري آثار را به روش باستان شناسی به وسيله بنگاه علم تخت جمشيد زير نظر گرفت. در سال ۱۳۱۸ در آغاز به مدت چهار ماه، حسين روانبد در تخت جمشيد كاوش‌ها را دنبال كرد و تعميرات آثار تاريخی نيز زير نظر وی انجام گرفت.

عيسی بهنام دانش آموخته رشته باستان شناسی در پاريس با مصوبه هيأت وزيران و تأييد اسماعيل مرات وزير فرهنگ وقت براي بازرسی و تصد‌ی رياست هيئت علمي تخت جمشيد منصوب می‌شود. از اوايل دی ماه ۱۳۱۸ تا ميانه‌ تير ماه ۱۳۱۹ در حدود ۶ ماه بهنام كار حفاری را پيگيری كرد. در اواخر سال ۱۳۱۹ تا ميانه‌ سال ۱۳۲۱ محمود راد بازرس فنی اداره كل باستان شناسی، كاوش‌های تخت جمشيد را دنبال كرد. با درخواست عيسی بهنام برای انتقال علی سامي به همكاري در تخت جمشيد، آينده ‌ تختگاه شهرياران هخامنشي به مرحله تازه وارد شد.»

[caption id="attachment_192878" align="aligncenter" width="1100"] شادروان علی سامی | برای كسب اطلاعات بيشتر از  مرمت‌های دوران على سامى می‌توان به مجموعه كتاب‌هايى تحت عنوان «بررسي‌هاى تاريخى» مراجعه کرد[/caption]

به گفته او زنده یاد استاد علی سامی باستان‌شناس نامدار و پژوهشگر خستگی ناپذیر در سال ۱۳۱۹ به تصدی ریاست بنگاه علمی تخت‌جمشید منصوب شد. سامی از بدو تاسیس دانشکده ادبیات شیراز تا سال ۱۳۴۹ به مدت ۱۶ سال به تدریس دروس هخامنشی و تاریخ تمدن جهان پرداخت.

حفاری‌های تخت‌جمشید در زمان او دنبال شد که نتایج ارزنده آن یافتن اشیاء با ارزش مانند سردیس شاهزاده هخامنشی از سنگ لاجورد، نقش عقاب با بال‌های گسترده از سنگ لاجورد، تکه‌هایی از روکش زرین در کاخ آپادانا و همچنین سرستون‌ها عقاب و شیر بود. البته این نظر شاد روان سامی است و با توجه به آزمایش‌های سال 95 سردیس و نقش پرنده شکاری هردو از جنس آبی مصری هستند و نه لاجورد.



 



 



 

از جمله فعالیت‌های مرمتی در دوره سامی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- استحکام بخشی دیوارهای خشتی و کشیدن دیواره آجری در اطراف جرزها و پوشش کاهگل

- ادامه مرمت‌های پایه ستون‌ها با ملات سیمان

- زدن سقف بر روی پلکان شرقی کاخ آپادانا

[caption id="attachment_192884" align="aligncenter" width="938"] جرزها قبل مرمت[/caption]

 

[caption id="attachment_192886" align="aligncenter" width="1100"] جرزها‌ پس از مرمت[/caption]

 



[caption id="attachment_192890" align="aligncenter" width="778"] مرمت پایه ستون و قلمه ستون کاخ آپادانا | شاید این پرسش مطرح باشد که چرا در مرمت آناستیلوزی سعی می‌شود مرمت به گونه‌ای انجام شود که ویرانه بودن بنا از فاصله دور مشخص باشد. حتی زمانی که دیوارهای قزینه داریم؟ مازیار کاظمی می‌گوید: «ما در تخت‌جمشید این خصوصیت را نمی‌بینیم، سنگ‌های جدید هاشور خورده و تاریخ بر روی آن حک شده و به گونه‌ای کار شده که بکپارچگی بنا از بین نرود.»[/caption]

 

[caption id="attachment_192892" align="aligncenter" width="1100"] ایده حفاظت از پلکان شرقی کاخ آپادانا که دارای نقوشی بسیار سالم و کم نظیر بود، پس از پوشاندن با حصیر در زمان هرتسفلد به این شکل در دوران سامی اجرا شد | امروزه سقف جدید سازه فضایی جای این پوشش قدیمی را گرفته است[/caption]

 

مرمت‌های موسسه ایتالیایی ایزمئو در تخت جمشید

« ... نبايد فراموش كنيم كه آثار تاريخی مثل بيماران هستند و هيچ معالجه‌ای نيست كه برای همه بيماران قابل استفاده باشد. يك دارو را نمی‌توان براي تمام بيماران مثل هم به كار برد، گرچه همه آنها مبتلا به يك بيماری باشند ... ». کاظمی معتقد است جوزپه توچی مدير موسسه ايتاليايی خاورميانه و دور (ايزمئو) تحليلي درست به كار برده بود. اين گروه به سرپرستی جوزپه تيليا و همسرش آن بريت تيليا كه در سال ۱۳۴۳ به وسيله مقامات ايرانی برای جلوگيری از ويرانی تخت جمشيد دعوت شده بودند، كار خود را با دقت و مهارت پيش بردند.

به گفته او گروه تيليا در آغاز با بررسی موشكافانه اقدامات گروه‌هاي حفاري و سپس با طرح برداری و تركيب تكه سنگ‌های زياد كه در سراسر محوطه پراكنده بود با مشخص كردن جای آنها بازسازی‌هايی خود را زير نظر اداره كل باستان شناسی روی بناهای موجود آغاز كردند. ستون‌های افتاده را دوباره برپا کرده، نقوش را در جای خود می‌گذاشتند و پله‌های شكسته را ترميم می‌كردند. توچی، تلاش‌های اين گروه را به گونه‌ای تجديدحيات شبيه می‌دانست.

 

[caption id="attachment_192947" align="aligncenter" width="768"] علیرضا شاپور شهبازی (۳ شهریور ۱۳۲۱، شیراز - ۲۵ تیر ۱۳۸۵ واشینگتن) باستان‌شناس، تاریخ‌نگار، نویسنده و متخصص در باستان‌شناسی دوران ایران هخامنشی و استاد دانشگاه‌های شیراز، تهران، هاروارد، کلمبیا، گوتینگن و اورگن شرقی و بنیانگذار بنداد تحقیقات هخامنشی در سال ۱۳۵۲ بود |  شهبازی یکی از مهمترین پژوهشگران مطالعات ایران باستان بود که در سطح بین‌المللی، اعتبار و شهرت فراوانی داشت | شاپور شهبازی یکی از فعال‌ترین استادان در زمینهٔ تاریخ پیش از اسلام ایران بود و ۱۸۰ مقاله و ۱۸ کتاب در این زمینه به‌زبان‌های فارسی، انگلیسی، آلمانی و فرانسوی به رشتهٔ تحریر درآورد و مقاله‌های بسیاری از وی در دانشنامهٔ ایرانیکا قرار گرفته‌اند | از کتاب‌های مهم او به کورش بزرگ: زندگی و جهان‌داری بنیادگذار شاهنشاهی ایران که برندهٔ جایزهٔ کتاب سال شد؛ کتاب راهنمای مستند تخت جمشید و شرح مصور نقش رستم که به چهار زبان فارسی، انگلیسی، آلمانی و فرانسوی منتشر شد می‌توان اشاره کرد | در سال ۱۳۸۴، جایزهٔ هوشنگ پورشریعتی مرکز مطالعات خاورمیانه در واشینگتن برای زحمات ایشان در زمینهٔ تاریخ گذشتهٔ ایران به وی اهدا شد. شهبازی در ۲۵ تیر ۱۳۸۵ (۱۵ ژوئیه ۲۰۰۶) بر اثر ابتلا به سرطان معده در شهر واشینگتن، دی. سی. درگذشت. پیکر او پس از فوت به ایران منتقل شد و در حافظیه دفن شد[/caption]

 

[caption id="attachment_192941" align="aligncenter" width="554"] در موزه تخت جمشید قطعه پارچه حریر سوخته مربوط به پرده به نمایش گذاشته شده و یکی از دلایل آتش زدن تخت جمشید توسط اسکندر ذکر شده است | در این بین شاید پرسش‌هایی مطرح شود  مثلاً  آیا آثار سوختگی غیر از این قطعه پارچه روی سنگ‌ها پیدا شده است؟ یا با توجه به اینکه سقف مسطح و از چوب بوده، قاعدتا باید ذغال حاصل از سوختن در لابلای نهشته‌ها وجود داشته باشد | آیا در حفریات و کاوش‌های انجام گرفته ذغال بدست آمده یا نه؟ | اگر پاسخ دو پرسش پیشین منفی است آیا احتمال دارد کاوشگران به عمد (البته بعید است) گزارش نکرده باشند؟ | یا در حمله اسکندر به تخت جمشید تمام اموال به غارت رفت، چرا علی رغم غارت این اموال، باز در کاوش‌های تخت جمشید الواح سیمین و زرین بدست آمده است| آیا در مخفیگاهی نگهداری می‌شدند؟ |  کتاب «شرح مصور تخت‌جمشید» نوشته دکتر شاپور شهبازی به این پرسش‌ها پاسخ داده است | افزون بر کتاب یاد شده، کتابی که تصویرش منتشر شده هم به شرح مرمت‌های تخت جمشید پرداخته است | لازم به ذکر است در کاوش‌ها لایه خاکستر وجود داشته است. حجم آتش‌سوزی در کاخ‌ها متفاوت بوده است. بنا به روایت دیادوروس سیسیلی آتش سوزی از کاخ هدیش شروع شد و حجم آتش سوزی در این کاخ به گونه‌ای بود که سنگ آهک در برخی نقاط احیا و به آهک تبدیل شده است[/caption]

 

[caption id="attachment_192942" align="aligncenter" width="800"] لحظه پیدا شدن الواح زرین توسط کرفتر  | جفت الواح زرین و جفت الواح سیمین درون جعبه سنگی در زیر جرز کاخ آپادانا تعبیه شده بود که طبیعتا با از بین رفتن کاخ بدست می‌آمد | متاسفانه یکی از الواح طلا در گنجینه موزه ملی سال‌ها پیش مفقود شده و تا کنون یافت نشده است | کارشناسان معتقدند  ممکن است الواح زرین و سیمین مهمترین پیام داریوش اول برای آیندگان بوده باشد| افزون بر موارد ذکر شده توجه به این نکته ضروری است که بخش حقوقی سازمان میراث فرهنگی پیگیر استرداد سنگ برجسته‌های به سرقت رفته در زمان اشمیت هم است | اشمیت مدعی شده است که این سرقت‌ها را به دولت وقت علام کرده است ولی سازمان میراث فرهنگی هنوز مدرکی در این زمینه پیدا نکرده است[/caption]

کاظمی معتقد است متاسفانه در مرمت دوره‌های پیش از ایزمئو هیچ معیار زیبا شناسانه‌ای به جز در بازسازی کاخ ملکه وجود نداشته و تمامی معیارهای زیبا شناسانه، اصولی و علمی از دوران ایرمئو به تخت‌جمشید وارد می‌شوند.

 

[caption id="attachment_192943" align="aligncenter" width="708"] اخیرا خبری در مورد یافتن دروازه‌ای در تخت جمشید منتشر شد که براساس آجرهای لعاب‌دار آن و کتیبه‌ای که یافتند مشخص می‌شد که دروازه در دوران کوروش بنا شده است | این موضوع را مطرح کردند که تخت جمشید حتی پیش از داریوش دارای یک قلعه بوده و شهری در آن نهفته بود. آیا این موضوع تأیید شده است؟ |  مازیار کاظمی مدیر اسبق تخت جمشید توضیح می‌دهد: «دروازه یافت شده مربوط به کاوش‌های اخیر دکتر کلیری و دکتر عسکری است که خارج از صفه تخت‌جمشید و به فاصله چند کیلومتری از تخت‌جمشید در نزدیکی شهر مرودشت است.»[/caption]
کد خبر 192836

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =