چمدان : اگر شوش و تخت جمشید را در دو طرف کفه ترازوی تاریخ بگذاریم و بخواهیم ایران باستان دوران هخامنشی و محور فرهنگی- تمدنی ایران زمین را در آن مقطع بسنجیم بی‌شک کفه به سمت شهر شوش سنگینی می‌کند، شهری که از هزاره پنجم و چهارم پیش از میلاد محل توجه است سپس در دوره عیلامی و هخامنشی پایتخت می‌شود و همچنان تا دوره اسلامی شهر مهمی به شمار می‌رود اما بخت آن را ندارد تا مانند تخت جمشید مورد توجه قرار بگیرد. شهری که در دل خاک‌ها مدفون است و همین نشان از بخت بد آن دارد چرا که اگر خوش اقبالی تخت جمشید را داشت و سر از خاک بیرون آورده بود امروز کسی جرأت نداشت تیتر بزند: «زیر گذر از عرصه شوش عبور خواهد کرد!»

یک لحظه چشم برهم بگذارید و فکر کنید تیتر صفحه میراث فرهنگی کل رسانه‌های کشور این بود: «زیرگذر از عرصه تخت جمشید عبور خواهد کرد!» آن وقت دیگر مسوول دولتی، فعالان میراث فرهنگی، کارشناسان، رسانه‌ها و نمایندگان مجلس و فعالان شبکه‌های مجازی نبودند که در این زمینه اظهار تأسف نکنند و خواهان توقف چنین اقدامی نشوند. اما چه شده که امروز همگی روزه سکوت گرفته‌اند و کسی تعجب نمی‌کند که از روی عرصه ملی باستانی شهر ثبت جهانی شوش قرار است زیر گذری عبور کند.

[related-post id="11135"]

زیر گذر شوش طبق برآورد اولیه در عمیق ترین قسمت زیرگذر 15 متر خواهد شد. این زیر گذر به شکل چهارراهی خواهد بود بازوی بزرگتر آن با جهت تقریبی شمالی-جنوبی به طول حدود 1900 متر و بازوی کوچکتر با راستای شرقی-غربی به طول تقریبی 800 متر خواهد بود. اگر تقاطع این چهارراه را نقطۀ محاسبه قرار دهیم، جبهۀ شمالی آن به طول تقریبی 1200 متر در محدودۀ حریم درجه 1 و 2 شهر باستانی شوش قرار دارد. دو جبهه شرقی و غربی این چهارراه با طول تقریبی 800 متر درست در مرز بین عرصه و حریم درجۀ 1 شهر باستان شوش قرار دارد. جبهۀ جنوبی این چهارراه به طول تقریبی 700 متر به تمامی درون عرصۀ شهر باستانی شوش قرار دارد.

[caption id="attachment_11752" align="aligncenter" width="961"] چشم‌اندازی از ویرانه‌های شوش کهن. عکس: اشمیت، 1935م  | کانال باستان پژوهی[/caption]

پل روگذر شوش پیش از ثبت جهانی روی عرصه ساخته شده بود و برخی قدمت آن را به 18 سال پیش نسبت می‌دهند اما اکنون این پل در حال تخریب است تا به زیر گذر تبدیل شود. قطعاً هنگام ایجاد پل رو گذر هم در محدوده پایه‌های پل، برخی از آثار باستانی این شهر از بین رفته است.اکنون هم با تخریب این پل و کندن زمین در عمق بسیار زیاد برای ایجاد یک زیر گذر مقدار قابل توجهی از بافتها و لایه ها و یافته‌های باستانی از بین خواهد رفت.اما در این بین سازمان میراث فرهنگی چه کرده است و چگونه می‌خواهد جلوی مخدوش شدن عرصه و حریم درجه 1 شهر باستانی و ثبت جهانی شوش را بگیرد؟



نامه‌نگاری‌های اداری نشان از آن دارد که «خسرو نشان» مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان 22 خرداد 96 در مکاتبه با پژوهشکده باستان‌شناسی خواستار اعلام برآورد هزینه گمانه‌زنی در محل پیشنهادی تقاطع غیر همسطح شوش می‌شود و «حمیده چوبک» رییس وقت پژوهشکده در نامه‌ای مورخ 29 خرداد ماه اعلام می‌کند طی مکاتبه ‌این پژوهشکده با مدیر پایگاه شوش (محمدحسین ارسطوزاده) مبلغ 547 میلیون تومان برآورد هزینه  برای انجام این عملیات شده است. در دوم مرداد «خسرو نشان» در مکاتبه با دکتر حجتی رئیس سازمان برنامه بودجه استان خوزستان از او می‌خواهد تا اعتبار لازم را برای عقد تفاهم نامه با پژوهشگاه میراث فرهنگی و ارسال کارشناسان پژوهشکده باستان‌شناسی فراهم آورد. (مدارک در چمدان محفوظ است)



چند روز پیش هم مرجان شوشتری معاون میراث فرهنگی خوزستان در گفت‌وگو با رسانه‌ها اعلام کرده است: «برداشتن این پل با درنظر گرفتنِ اینکه در آنجا میدانی احداث شود و منظری برای شهر باشد و به شرط اینکه کاوش‌های میراث فرهنگی انجام شود و تخریب یا تهدیدی نسبت به آثار صورت نگیرد، با موافقتِ‌ میراث فرهنگی همراه بوده است.»

به گزارش چمدان، حال صدور مجوز به شرط گمانه‌زنی میراث فرهنگی کشور را دچار شوک کرده است و سه نظر را به میان می‌کشد:

نخست آن که عده‌ای معتقدند کاوش باستان‌شناسی بر اساس یک پرسش شکل می‌گیرد و در این گمانه‌زنی پرسشی مطرح نیست جز آن که در صورت وجود آثار اعلام کاوش اضطراری و نجات بخشی شود و دوباره مبلغی پول دریافت شود و برخی آثار خارج شود و در نهایت مجوزعبور زیر گذر از دل عرصه و حریم درجه 1  صادر شود.

دسته دوم معتقدند به محض یافتن لایه‌های فرهنگی- باستان‌شناسی، دستور توقف عملیات صادر می‌شود و دیگر اجازه عبور زیر گذر داده نمی‌شود که در پاسخ به این گروه باید گفت در این صورت چرا صبر نکردند تا پاسخ گمانه‌زنی داده شود و از هم اکنون پل روگذر را تخریب کرده‌اند و آیا معقولانه است ارگانی 547 میلیون تومان هزینه کند برای شنیدن پاسخ منفی؟!



همه به خاطر دارند که محمد حسن طالبیان، معاون میراث فرهنگی کل کشور و مسئول تدوین پرونده‌های ثبت جهانی، هنگام ثبت جهانی شوش با انتقادات فراوانی از سوی جامعه باستان‌شناسی رو به رو بود؛ چراکه شوش با عرصه 1200 هکتاری ثبت ملی شده بود و طالبیان عرصه 390 هکتاری را برای ثبت جهانی درنظر گرفته بود! در آن زمان، تعداد قابل توجهی از پژوهشگران، باستان شناسان، روزنامه‌نگاران و فعالان میراث فرهنگی از ارزیاب یونسکو خواستند که اعتبار حرفه‌ای سازمان یونسکو را در پرونده «ثبت جهانی شوش» تضمین کند، هرچند این اعتراضات به گوش مسوولان ذی ربط نرسید و در نهایت شوش با عرصه 390 هکتاری به ثبت جهانی رسید.

اکنون دسته سوم معتقدند بخش قابل توجهی از زیرگذر درون عرصه ملی قرار دارد و بخشی از آن نیز بیرون عرصه و معاون میراث فرهنگی پیش از ثبت عرصه شوش می‌دانسته که این پل می‌بایست حذف شود و زیرگذر ایجاد شود. به همین  سبب، عرصه را کوچک گرفته تا بعدها در صورت فشار نماینده مجلس یا مسوولان شهری برای احداث زیرگذر، کار دشواری پیش رو نداشته باشد؛ هم خاطر آنها را مکدر نکند و مجوز بدهد هم پاسخگوی ارزیابان یونسکو نباشد که چگونه امکان دارد در خطّه‌ای که به گهواره تمدن مشهور است درون عرصه مجموعه بلندآوازه‌ای چون شهر باستانی شوش پل روگذر یا زیرگذر عبور می دهند!



به گزارش چمدان، پیش از آغاز این گمانه‌زنی در عرصه شوش، از کوروش محمدخانی دکتری باستان شناسی از دانشگاه سوربن فرانسه و استادیار گروه باستان‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی برای انجام مطالعات آرکئوژئوفیزیک و محمد تقی عطایی دانشجوی دکترای باستان‌شناسی دانشگاه مونیخ که خود سرپرست هیأت گمانه‌زنی برای تعیین عرصه و حریم محوطه‌ شوش در سال 87 بوده است برای مطالعات باستان‌شناسی در خصوص احداث زیرگذر دعوت به عمل آمده و هر دو این باستان‌شناسان از این اقدام سرباز زده‌اند و حال خبر می‌رسد که یک باستان شناس آن هم اهل شوش حاضر به انجام این کار شده است؟!

در این بین با توجه به شرح ماوقع چند پرسش مطرح می‌شود:

1) با توجه به سطح مراودات محمد حسن طالبیان معاون میراث فرهنگی و سید محمد بهشتی رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با مجموعه وزارت راه و شهرسازی اعم از شرکت عمران و بهسازی، شورای عالی معماری و حتی شخص وزیر راه و شهرسازی، عقد تفاهم نامه‌های گوناگون با این وزارت‌خانه و حضور در همایش‌های مختلف و تقدیر و تکریم از یکدیگر، این فرصت فراهم نیست که از شوش؛ آبروی باستان‌شناسی ایران در سطح جهانی دفاع کرد و خواست تا راهی جایگزین به جای این کمربندی انتخاب کنند تا عرصه و حریم درجه 1 شهر باستانی شوش مورد تعرض قرار نگیرد؟

[caption id="attachment_11753" align="aligncenter" width="970"] سرستون کاخ آپادانای داریوش از منطقهٔ شوش به سال ۵۱۰ قبل از میلاد که توسط دیولافوا در زمان ناصرالدین شاه قاجار با کشتی از ایران خارج شد و امروزه در موزهٔ لوور است[/caption]

2) مشخصاً «دفتر ثبت جهانی» و طالبیان معاون میراث فرهنگی که خود مسوول تدوین پرونده‌های ثبت جهانی است چه پاسخی برای افکار عمومی دارند؟ اکنون در سطوح مختلف شهر شوش و در بین مدیران شهری این موضوع مطرح است که عرصه ثبت جهانی ملاک و معیار است و در این نقشه عبور زیرگذر بلامانع است چون از عرصه و حریم مصوب ملی عبور نمی‌کند . گویی آنها عرصه ملی را که ملاک عمل ملت و دولت ایران است قبول ندارند اما عرصه جهانی را که طالبیان به دلیل نخواستن یا نتوانستن قبول مسئولیتش کوچکتر از حد واقعی اعلام کرده ملاک قرار داده‌اند چرا که طالبیان و تیمش سند ثبت جهانی را بر هر چیزی ارجحیت دادند و چشم بر همه انتقادات کارشناسی در آن زمان بستند؟

حال طالبیان باید به تمام کارشناسان و فعالان میراث فرهنگی و به تمام مردم ایران و آیندگان این سرزمین توضیح بدهد که ماحصل ثبت جهانی شوش چه بوده جز آن که امروز بازیچه کسانی شده که از عبور زیرگذر نفع می‌برند؟ کوچک کردن عرصه 1200 هکتاری شوش و تبدیل آن به عرصه 390 هکتاری در تاریخ مدیریت میراث فرهنگی ایران ثبت خواهد شد و مورد قضاوت قرار خواهد گرفت.

آیا طالبیان خبر دارد که وضعیت حفاظت فیزیکی محوطه میراث جهانی شوش چگونه است و با وجود دارا بودن خودرو و موتور از پایگاه شوش خبر می‌رسد که به دلیل نبودن بنزین گشت‌زنی‌های مطلوب صورت نمی‌گیرد و تپه‌های باستانی تسطیح می‌شوند؟ و آیا خبر دارد که نیروهای یگان حفاظت شوش از 15 نفر به 3 نفر (رئیس یگان، معاون و دفتردارش) تقلیل یافته است؟ و آیا می‌داند....



3) گمانه زنی و تعیین عرصه و حریم محوطه باستانی شوش توسط یک هیئت باستانشناسی معتبر و با مجوز پژوهشکده باستانشناسی کشور منتهی به ثبت این عرصه و حرایم سه گانه اش در فهرست آثار ملی ایران شده است، اگر محوطه‌ی باستانی، پس از طی مراحل قانونی ( اداری و علمی) تعیین عرصه و حریم شده و ضوابط آن هم مشخص و ابلاغ شده، و توسط نهاد صادر کننده مجوز مصوب شده چگونه دوباره در همان مکان و بویژه در عرصه محوطه باستانی ، توسط همان نهاد مجوز گمانه زنی و کاوش صادر می‌شود؟

4) چگونه امکان دارد «مدیر پایگاه میراث جهانی شوش» که تحصیلاتش رشته عمران است تشخیص داده که باید در این محدوده گمانه‌زنی شود و مبلغ این گمانه‌زنی هم 547 میلیون تومان خواهد بود؟! بارها و بارها باستان‌شناسان اعلام کرده‌اند که بین 30 تا 40 درصد از این مبلغ را پژوهشگاه میراث فرهنگی به عنوان «حق بالاسری» برمی‌دارد، اکنون چه مقدار از این مبلغ صرف گمانه‌زنی می‌شود و چه مبلغ از آن توسط پژوهشگاه دریافت خواهد شد؟

5) طبق ضوابط علمی و قانونی، که مصوب سازمان میراث فرهنگی هم هست هر نوع فعالیت ، ساخت و ساز، خاکبرداری و خاکریزی، تغییر وضعیت طبیعی زمین و.... در درون عرصه باستانی ممنوع است. پس چگونه قرار است در عرصه مهم ترین محوطه باستانی ایران و جهان ، گودبرداری و زیرگذر ایجاد شود؟

6) چرا پیش از صدور مجوز گمانه‌زنی هیأتی از کارشناسان باستان‌شناسی، معماری و شهرسازی انتخاب نشدند تا مسیری جایگزین برای ساخت زیرگذر را انتخاب کنند؟ آیا ارسطوزاده که خود تحصیل کرده مهندسی عمران است هیچ راه حل دیگری به غیر از گمانه‌زنی برای ارائه و پیشنهاد نداشت؟



7) با توجه به نظر کارشناسان مبلغ گمانه زنی در این طرح بسیار پایین‌تر برآورد می‌شود. پایگاه میراث جهانی شوش و پژوهشکده باستانشناسی به چه دلیل درخواست مبلغ عجیب 547 میلیون تومان را کرده است؟ آیا مبلغ 547 میلیون را بابت آزادسازی عرصه اعلام کرده‌اند؟ آیا مسئولان استان 547 میلیون تومان را به میراث فرهنگی می‌دهند که آنها اعلام کنند عبور پل از روی عرصه ممنوع است؟

8) حال که باستان‌شناسان صاحب نام‌تر و خبره‌ترِ جوان و با احتمال بسیار قوی باستان‌شناسان پیشکسوت حاضر به انجام چنین اقدامی نیستند، چگونه یک باستان‌شناس اهل شوش گمانه‌زنی را بر عهده گرفته است؟ آیا او تحت فشار حاضر به انجام چنین کاری شده است؟ و آیا نسبت به نام بدی که ممکن است از او در تاریخ بماند واقف است؟ در صورت یافتن آثار، پاسخ و گزارش او منتج به چه فرجامی خواهد شد؟ آیا دلیل خاصی دارد که از باستانشناسان صاحب ­نام و پیشکسوتی که سال‌ها در شوش کاوش کرده‌اند برای انجام این کار دعوت نشده است؟ قطعاً مونسان، طالبیان، ارسطوزاده، شهردار، نماینده مجلس و اعضای شورای شهر شوش به عنوان مدیران دولتی و سیاسی چند صباحی می‌آیند و می‌روند اما آیا از یک باستان‌شناس که به عنوان کارشناس باید نظر تخصصی‌اش را اعلام کند هم به راحتی سلب مسوولیت می‌شود یا این که امضاء او تا ابد به عنوان نشانی از شوش در محافل علمی باستان‌شناسی ماندگار خواهد بود؟

[caption id="attachment_11755" align="aligncenter" width="800"] سنگ‌نگارهٔ زن ایلامی و ندیمه از آثار به جا مانده از ایلامیان که پایتخت آنها شهر شوش بود[/caption]

9) آیا جامعه باستان‌شناسی، معماری و شهرسازی سکوت خود را خواهد شکست و نسبت به این اقدام واکنش نشان خواهد داد؟ آیا نمایندگان مجلس شورای اسلامی استان خوزستان و استاندار از این اقدام مطلع هستند؟ نظر اداره کل راه و شهرسازی استان خوزستان در این زمینه چیست؟ اگر راه و شهرسازی و میراث فرهنگی خوزستان مخالف عبور چنین مسیری باشند در این صورت چه کسانی برای عبور این  زیرگذر با هم توافق کرده‌اند؟ مونسان به عنوان معاون رییس جمهور در این زمینه چه اقدامی خواهد کرد؟ در صورت عبور این  زیرگذر به قیمت تخریب لایه های شهری باستانی مهم‌تر از تخت جمشید، پاسخ آنها به مردم ایران و آیندگان چه خواهد بود ؟ غیر قابل قبول خواهد بود که در سال 2018 با وجود پیشرفت‌های حوزه شهرسازی هیچ راه جایگزینی برای زیرگذر شوش پیدا نشود.

 

کد خبر 11738

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 16 =